راه رفتن عسلم تو یازده ماهگی الهی شکر
دختررررررررررررم عاشقتم خدایا ازت ممنونم به خاطر این نعمت...این عشق...عشق من و مرتضی که عاشقشیم و یک کلمه نفس منو باباشه... زندگیه ماست.الهی شکر...ان شا الله همه طعم این لحظه ها رو بچشن...دختر نازم 5 دی دو قدم رفتی و امروز 5 قدم هورااااااااااا...به یاد اون لحظه ای که اولین بار اوردنت و صورتمو میخوردی افتادم اشک تو چشمام جمع شد برات دست زدیم و شما کیف میکردی فدات شم...انشاالله 120 سال به سلامتی زندگی کنی و خیر ببینی و برسونی...عشق من بوسیدنو یاد گرفتی و امروز باباتو میبوسیدی اونم دلش برات غش میکرد...شباساعت 10و نیم میخوابی و 8 و نیم پامیشی نازنینم عاشقتیم.برات تازه نوشته بودم اما دیدم نمیشه از راه رفتنت ننویسم ایشالله یه...
نویسنده :
پریسا
23:01


